جمجمه زیبا

درخواست حذف این مطلب


رفتم ... ید. تو مارکت یک آقای سبد به دست از جلوم رد شد. قد بلند و جوان. از اونها که تند تند می خواست ... یدش رو ... ه و بره سر کارهای مهمش؛ چنین حسی به من  منتقل می کرد. از اون نوع ادمها که اگه نگات کنه حس خاص بودن می کنی. هم مسیر نبودیم و قیافه ش رو اصلا ندیدم. از همون پشت سر مشخص بود یک آدمه با شکل جمجمه مورد علاقه من. پیشانی بلند و موهای قهوه ایی خیلی کوتاه. از اونها که درس و کتاب خوندن براشون مهمتر از رسیدگی به موهاشونه.
با دیدنش حس خاصی در من بیدار شد. قلبم متفاوت می زد. حسی که آ ... و عاقبتش مطمئنا مایه اذیت و پشیمانیه. در حالیکه به راست پیچیدم و  او به چپ، مطمئنم که برای از بین بردن اون حس چشمهام رو دو ثانیه آرام بستم و باز ... . و اون حس رفته بود.

این جمجمه های مورد علاقه من! جمجمه هایی با گردن و پیشانی بلند. تا حالا چند نفر با این نوع جمجمه دیدم و در دلم ستایششون ... و عجیب مطمئنم که نه فقط ظاهرشان را ستایش ... بلکه داخل جمجمه شان را هم ستوده ام! نمی دونم این جه مدلشه اما یه مدله برای خودش؛ مدل ارغوانی!
یکی از این جمجمه ها رو مربی شنای بچه هام داشت. از دور از بالا در حالیکه رو صندلی سالن انتظار و تماشای است ... نشسته ام، می بینمش. لاغر خیلی لاغر و نه چندان قد بلند. پاهای باریک و جمجمه قشنگ مورد علاقه من! حرکاتشون هم مثل همه. یکجور با دقت و با علاقه کار می کنن، با توجه و مهارت عالی. خیلی جوان بود. وقتی آ ... ترم شد براش کارت هدیه گرفتیم. تو کارت نوشتم امیدوارم روزی بچه خودت رو آموزش شنا بدی و او به داشتن چنین پدری افتخار خواهد کرد. می دونم که چنین آدمهایی کمند و من خیلی اقبال داشتم که از دور دیدمشون و فرصت ستایششون رو ... .