قلک سفالی جُغدی

درخواست حذف این مطلب


بعد از دو هفته تعطیلات زمستانی و رفتن یک روز به مدرسه، دیروز کلی برف بارید و بچه ها ماندن خونه. مهربون که سرویس داره، سرویسش تعطیل بود. آهو و زرنگ رو هم خودم نبردم. شاید دومین بار باشه که اینکار رو می کنم؛ که نمی برمشون مدرسه. مدرسه ها باز بود اما سرویسها به خاطر شرایط بد خیابانها تعطیل کرده بودن. حالم جوری بود که ماندنشون در خانه برام از بردنشون بهتر بود. و اینجا نه فقط خودخواهی من به آنچه مایلم حکم می کرد، بلکه در چنین روزهایی مدرسه رفتن یعنی خوشگذرانی و وقت گذرانی با همکلاسیها نه درس خواندن. چون بیشتر بچه ها نمی امدند و برای همین خبری از درس و مشق نیست. که این هم خیلی خوبتر از خانه نشستنه. اما جدیدا بچه ها با هم بیشتر وقت خوبی می گذرونند. با هم بیشتر بازی می کنن تا جدا از هم و همین باعث شد من حس کنم بمونند هم خوبه. مخصوصا اینکه مهربون پسر بزرگم تنها باشه اصلا خوب نیست اما وقتی همه شون باهم باشن بهتره.

دیروز سه بار برف پارو کردیم که فقط یکبارش رو من همکاری ... . بقیه ش بچه ها بودن. بعد زرنگ دختر خواست بره از همسایه هایی که برفشون پارو نشده بود بپرسه که آیا می خوان براشون رو پارو کنن. از من اجازه خواست و من به طور شگفت انگیزی ملایم و مطمئن بودم و اجازه دادم! اینکار تقریبا از محالات بود و عجیب بعدش حس خوبی داشتم. در مورد قیمت هم پیشنهاد دادم که به هر کدومشون سه ... ار بدن. اما آهو پسر اون رو به چهار ... ار تغییر داده بود. برف خونه یک همسایه رو پارو ... و خود همسایه بعد از شنیدن قیمت پیشنهادی 4 ... اری، 5 ... ا به هر کدومشون پیشنهاد کرده بود و البته بچه ها خیلی شاد و شنگول بودن برای این دست و دلبازی همسایه.
موقع برف پارو ... شون چند بار رفتم و از دم خونه مون نگاهشون ... که مطمئن باشم همه چیز امن و امان ست.
زرنگ دختر همچنان می خواست ادامه بده و بره از همسایه های دیگه هم سوال کنه اما آهو حوصله نداشت و همین باعث شد میونشون شکر آب بشه!
سر ناهار از جزییات کارشون پرسیدم. که کی رفت در زد و کی صحبت کرد که آهو پسر ادای زرنگ دختر رو در اورد که ترسیده بوده خودش صحبت کنه و آهوپسر خودش رفته جلو. در زدن و خانمه در رو باز کرده و یه سگ کوجولو پریده جلو و خانمه سگ رو  زیر بغلش گرفته. خیلی باحال تعریف می کرد و من می خندیدم.

نزدیک غروب بعد از ا ... ین پارو زدن جلوی خونه مون، زرنگ اصرار داشت حالا که آهو پسر برای پارو زدن برف همسایه های دیگه شرکت نمی کنه، خودش تنهایی می ره که من مخالفت ... و گفتم که شکل درستی نداره چون او کوچیکه و اگه همسایه ها تنها ببینش که داره پیشنهاد می ده برفشون رو پارو کنه، احساس خوبی پیدا نمی کنن. دیگه نگفتم مخصوصا که دختره و محجب هم هست.
ولی خیلی ناراحت بود. دقیقا این شکلی شده بود و مرتب حرفش رو می زد که همه ش تقصیر این اهو پسره....
هنوز نمی دونم منشاء این همه اصرار برای این پول چیه. فکر کنم یک هفته پیش که برای تولد دوستش دوتا کادو گرفت که قلکه 16 ... ار و ساعت مچی 20 ... ار و با مالیات می شد تقریبا 40 ... ار و من بهش گفته بودم اگه اصرار داره که دوتا کادو رو بگیره پس باید هزینه قلک  رو خودش از پول تو جیبیش تقبل کنه و او هم پذیرفته بود؛ حالا می خواد به این شکل پول رو از اینکار به دست بیاره! فکر کنم دلیلش همین باشه. زرنگه واقعا! اصلا به من نرفته در این مورد. ابدا و اصلا!!!