241_  

درخواست حذف این مطلب
چند دقیقه پیش با م. بدجوری یغه به یغه شدم!مدام بخودم میگویم دیگر جوابش را نمیدهم،اما نمیشود که نمیشود.چند وقتی هست که به هرکه پیام میدهم ،همان لحظه که پیام من را میبینند ، خاموش میشوند!  بهرحال...بعضی بدبختی هاکه زیادی تکراری و عادی میشوند،دیگر برای عمقِ فاجعه شدنشان هم گریه ات نمیگیرد، نمی دانی بخندی یا بزنی زیر گریه.یک ضربالمثلی، مثالی...ما داریم که :«بی آب دیده،گریه میکند!» دلم میخواهد گریه کنم،اما بی فایده گی اش برایم تو این هیجده سا

ادامه مطلب