این روزها  

درخواست حذف این مطلب
!!! شب تا صبح برف بارید . صبح که بیدار شدیم بیایم شرکت با دیدن منظره بیرون دلم غنج رفت. خدای من انقدر خوشحال بودم که همش میخندیدم. تو راه کلی از شهر برفی مون !!! گرفتم و عشق !!! اومدم شرکت . رفتم اتاق بچه ها گفتم سلااااااااااااااااااااام روز برفی تون مبااااااااااااااااااارک. اونا هم بهم میخندیدن. کلی مس !!! ه بازی در آوردیم بعدم رفتیم با بچه ها چندتا ع !!! گرفتیم و اومدم تو اتاقم. ولی دلم همش پشت پنجره بود. هوا وحشتناک سرررررررررررررررررررررررد بود ول

ادامه مطلب  

اولین بار  

درخواست حذف این مطلب
سلامآ !!! هفته خوبی بود. خداروشک !!! نج شنبه ساعت 7 همسر بیدار شد که بره سرکار ، همون موقع دخملی هم بیدار شد. خیلی دلم میخواست یه ساعت دیگه بخوابم ولی هر کاری !!! نخو د . تا بیدار شد رفت کنترل رو آورد گفت نانای بعدشم گفت ب ب دیدم نه اینجوری نمیشه خو د. پاشدم . اول واسش آهنگ گذاشتم شروع کرد به یدن بعدشم رفتم واسش نیمرو درست !!! . با هم صبحانه خوردیم . خیلی وقت بود میخواستم اتاق خوابمونو اساسی تمیز کنم. اول از همه رو تختی و روبالشتی ها رو انداختم تو ماشین و ش

ادامه مطلب  

خونه مرا در آغوش بگیر  

درخواست حذف این مطلب
امروز بارونی و سرده شدیدا دلم میخواست الان خونه بودم و میرفتم زیر پتو دراز میکشیدم . یه لیوان نسکافه واسه خودم درست می !!! و قلپ قلپ میخوردم و کتابمو میخوندم. حتی تصورشم حالم خوب میکنه. خیلی داره قلقلکم میده که مرخصی بگیرم برم ولی وضع مرخصی هام داغونه . هی ی ی ی ی روزگارروزها تقریبا مثل هم میگذرن. صبحها میام سرکار تا عصر . میرم دنبال دخملی بعدم میریم خونه. چون دخملی بعدازظهر میخوابه من که میرم خیلی سرحاله و فقط دلش میخواد بازی کنه. واسه همین امکا

ادامه مطلب  

چشم چپ  

درخواست حذف این مطلب
همین الآن که دارم اینو می‌نویسم در حال تجربه !!! یکی از وحشتناک‌ترین اتفاقات زندگیم هستم.من چشمام یکم ضعیفه و دور رو خوب نمی‌بینم. به همین دلیل اکثر مواقع لنز تو چشمامه. ولی هیچوقت با نزدیک مشکلی نداشتم و درک نمی !!! که ممکنه یه چیزی نزدیک باشه و درست دیده نشه. حدود یک ساعت پیش رفتم دندون پزشکی که دندون شماره ۵ بالا سمت چپمو عصب کشی و پر کنم. !!! آمپول بی‌حسی رو زد و کارشو انجام داد. اما فکر کنم بیحسی رو زیاد زد و تا پلک پایینم بی‌حس شد. الآن که اوم

ادامه مطلب  

دردلانه  

درخواست حذف این مطلب
سلام به همه خوبان امیدوارم تو این روزها و !!! سرد هیچ عزیزی تو سرما نمونه وهمه اجاق خانه هاشون گرم گرم باشه.یه مدته تو ذهنم خیلی چیزها رو مرور میکنم که چطور میشه رفت از ایران ومهاجرت واین صحبت ها یه مدته دارم به وابستگی های کوچیک وبزرگم فکر میکنم یه مدته احساس میکنم بیشتر وابسته خانواده ام شدم بیشتر دلم می خواد بهشون محبت کنم بیشتر بهشون برسم تا مامانم خانه نباشه دلتنگش میشم  پدرم دیر بیاد خانه وکاری داشته باشه دلم هری میریزه نکنه اتفاقی بر

ادامه مطلب  

دلم  

درخواست حذف این مطلب
دلم باران دلم دریا دلم لبخند ماهی ها دلم اغوای تا !!! تان به لطف مستی انگور دلم بوی خوش بابونه می خواهد دلم یک باغ ِ پر نارنج دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِ صبح شالیزار دلم صبحی سلامی بوسه ای عشقی نسیمی عطر لبخندی نوای دلکش تارو کمانچه از مسیری دورتر حتی دلم شعری سراسر دوستت دارم دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهد دلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشاند دلم آوازهای سرخوش مستان ِ بی دل نیمه شب ها زیر پوست مهربان شب دل ای دل گفتن شبگردهای عاشق ِدیروز

ادامه مطلب  

زنده_رود_من_کجاست؟  

درخواست حذف این مطلب
  دلم لک زده برای صدای گذر رود از دل شهر. دلم هوای نشستن کنار رود را کرده. دلم برای هم صحبتی با او تنگ شده، و تنفس هوایی که کنار او جریان داشت، و شنیدن حرفهایی که او می زد، و دیدن خاطراتی که او حمل میکرد. دلم می خواهد کنار پایه پل بنشینم و ساعت ها به داستان های این مسافر کویر گوش کنم. برای من زنده رود پیرمرد صبور و متینی بود،  که زمان های زیادی با او درد و دل !!! .  همه رازهایم را فقط او می دانست. خوب که فکر میکنم اصلا شاید زاینده رود، به پای غصه های ما

ادامه مطلب  

۸۹۸  

درخواست حذف این مطلب
سلامهورااا هورااا تولد خودشه. تولد خود خودشدس بزنین شادی کنین. من اومدم هی هیبسه دیگه. قرتی بازی تموم.تو اون یکی اینستام تا حالا ع !!! سه تا کیک گذاشتم. خخخ کم کم دارم گندش رو در میارم. سیل تبریکات همچنان ادامه داره و من بسیار مشعوفم. خوب واسم لذت داره انقد دوستان حواسشون بهم هست و محبت دارن و وقت میذارن. اما از طرفی از حالا تو فکر جبرانشونم. دیروز دوستم با خواهرش اومدن کافه. واسم کتاب آوردن. ناهار به پیشنهاد خودش رفتیم آ اس پ. یه رستوران تیپ مکزیک

ادامه مطلب  

مهمان ناخوانده!!!  

درخواست حذف این مطلب
سلامخوبید؟چه میکنید با هوای یه روز سرد و یه روز گرمه پاییز؟امروز رو تو تهران اعلام کرد آلاینده ها زیادن.پس اگه میتونید زیاد بیرون نرید.هروقت هوا سرد میشه بدون بارندگی،آلودگیش بیشتر میشه!پس مواظب خودتون باشید!نمیدونم تا کی نوشتم.فکر کنم !!! نوشته بودم.حالا از چهارشنبه براتون میگم.تو باشگاه نمیدونم حرف چی شده بود که یکی از بچه ها گفت،امروز سیزده آبانه!بعدش هی رفتیم تو خاطرات مدرسه مون و شروع کردیم به تعریف !!! خاطرات اون روزا و کلی هم حال کردیم

ادامه مطلب  

دل داغو (لری !!! م آبادی )  

درخواست حذف این مطلب
امروز اُفتامَه و یاد یارم نوینم ها کجا مِ غم دِ بارم امروز آسمو حالش !!! اوه سی درد دلم دلش کواوه امروز گریتا دل بی !!! م مویه ها کجا او هنارسم دل بی !!! م همرا آسمو دَ ها میواره سی درد گرو یارم هشتو و رت دلم بی !!! بی دلم بی !!! و بی هنارس بی فکر نکرد دلم بی او میمیره دلم بعد او ها تقاص میره قهره وا همه  ، خنه فراموش ها کنجی دلم !!! ت و خاموش چش انتظاری دَ کردش پیردل چش و ره ، گن بیه اسیر فکر نکم دلم طاقت بیاره درد بی !!! ی که چاره داره مر لطف خدا بویه شاملش یار

ادامه مطلب  

تولدم بدون تو...  

درخواست حذف این مطلب
     تولدمه نیستی کنارم....   امروز چه دلتنگم... امروز خیلی دلم گرفته ... بیشتر از هر روز سال... امروز تنهایی رو بیشتر حس می کنم... امروز نبودنت رو در کنارم.... بیشتر از روزهای دیگه حس می کنم... می دونی چرا؟... آخه امروز روز تولدمه... و باز هم کنارم نیستی... نیستی که این روز رو جشن بگیری کنارم... اگه می دونستم سرنوشتم تنهایی و... نداشتن توئه.... خدا را قسم می دادم که  این دنیا نیام.... دلم برای تبریک گفتنت هم تنگ شده... چقدر دلم امروز تو رو می خواد... امروز یک سال بزر

ادامه مطلب  

اینروزا دلم یه دوست میخاد..  

درخواست حذف این مطلب
شاید بخاطر اشتباهایی که !!! ...شاید چون زیادی مهربونم...شاید چون ضعیفم ...شاید چون کوچیکم ... نمیدونم شاید چرا..نمیدونم واسه چی...ولی میدونم خیلییییی دلم گرفتهههه...خیلی.. دلم یه دوست میخاد...یه دوست خوب..یه دوست واقعی...یه دوستی که فقط خودت باشیو خودش ...دلم از خیلیا گرفته ..دلم از بهترینای تو زندگیم گرفته ..خیلی بده بهترینای زندگیت باعث آزارت بشن ..نه نه پدر ومادرمو نمیگم ... اشتباهی که !!! و زجری که میکشم قابل گفتن به پدرو مادرم نیس ...خودتون میدونین..هر !!!

ادامه مطلب  

فاقد ارزش خوانش  

درخواست حذف این مطلب
می‌نویسم محض درد و دل. می‌نویسم چون از همون بچگی، عادتم دادن وقتی بغض پسِ گلومو فشار میده، سر !!! ی داد نزنم، دعوا نکنم، بدخلق نشم؛ بشینم روبروی آسمون و آروم حرف بزنم. حالا که سایه آسمون قم خیلی وقته بالای سرم نیست و حالا که مجبورم با این معصومیت از دست رفته سر کنم، باز وقت و بی وقت، با بغض و گریه‌ فروخورده‌ای که روز به روز بیشتر میشه، نه با !!! ی دعوا می‌کنم نه هیچ. می‌نویسم. دلم تیکه !!! ‌ست براتون. همینقدر دریده و بی‌آرایه و رک. توروخدا بذاری

ادامه مطلب  

بگو شب، بخوابه... من بیدارم...  

درخواست حذف این مطلب
بیشتر از همیشه ناخوش‌احوالم. بیشتر از همیشه داغم. انقدر داغم که انگار یک قم درون خودم دارم. ی !!! ری رگ که کم مانده از نازکای پوست دستم بکشد بیرون و فواره کند. یک عالم حرف دارم که هیچ جا نمی‌شود زد. به هیچ !!! نمی‌شود گفت. یک عالم آغوش باز دارم که خالی‌ست. چندتا دست نوازش دارم برای موهای یتیمی، و خودم چندتا دستِ نوازش می‌خواهم؛ از سر یتیمی... تنهام. آن خطوط نانوشته، توی مغزم به هم پیچیده‌اند. دلم، خودش خودش را مچاله می‌کند. فحش می‌دهندم. فحش می‌

ادامه مطلب  

دلم کمی با !!! بودن را می خواهد...  

درخواست حذف این مطلب
      دلم کمی با !!! بودن را می خواهد...   صبح الی الطلوع ب سوی !!! انی بروی ک سبک بالانه از اینجا دل کندند!!! دلم بودن با !!! انی را می خواهند ک حرف شان پیش مادرم زهرا !!! یدار دارد!!! دلم بودن با !!! ی را می خواهد که مرا هم مثل خودش کند... دلم بهشت زهرای قطعه24ردیف66شماره33 می خواهد!!! بی پروا بگویم: #دلم_شهادت_می_خواهد... کی طلبیده میشیم!!!    

ادامه مطلب  

خیلی خسته ام..  

درخواست حذف این مطلب
دلم میخواد 24 ساعت اسمی از درس و امتحان و تراشیدن سانترال و کانین و مولار نباشه.. دلم میخواد یکی پیدا شه به اسم صدام کنه! دلم میخواد آب باز باشه برم لب آب.. دلم میخواد سمفونی مردگان بخونم.. دلم میخواد یکی بیاد واسم فروغ بخونه.. دلم میخواد یکی باشه واسم ساز بزنه.. دلم میخواد یکی بیاد بریم تئاتر.. دلم میخواد آدمایی دور و برم باشن که دغدغشون درس و پول و پزشکی نباشه. اصلا یه مدت این سه تا کلمه رو نشنوم!  دلم میخواد یکی بیاد بشینه رو به روم با هم درمورد کت

ادامه مطلب  

داداش  

درخواست حذف این مطلب
میخام برا داداش بنویسم خیلی وقته خفه شدم ولی نمیتوونم داداش گلم خیلی بی معرفتی بعد 2مآ ه هنوز نیومدی مردم از نگرانی اه با ای کاری ک تو داری دل ادم هزار راه میره اصن الکی گفتم حالا عصبانی نشیا داداش جوونم کاش بودی بخدا نمیتونی تصور کنی که چقد دلم تنگه ارزومه بازم برگردی هرچند دیگه هیچی مث قبل نمیشه یاد پارسال بخیر چقد حرف میزدیم چقد میخندیدیم بقول تو دلم برا سادگی روزای اولم تنگ شده ولی داداش بدون دنیا و روزگار بد باهام تا کرد منم مجبور شدم بد

ادامه مطلب  

ابن روزای شلوغ من..  

درخواست حذف این مطلب
روزای گذشته روزای بدی نبودن... هر چند که بدی های خودشون داشتن  عالی شاید نبودن اما بی انصافیه بگم بد بودن... انقدر اتفاقات مختلف افتاد که نمیدونم از کجا ها دقیقا بنویسم...از شمال اومدن ..از !!! ..از مریضی..از این تصمیمات..از فال قهوه یهویی...گشت و گذار ها و در ها...خونه نبودن بابا....رژیم...قدم زدنای صبحگاهی..ایران اومدن بیتا و اولین بار بعد 30 سال دیدنش و برگشت دوبارش به امریکا...همه چیز در هم بود... روزای شلوغی بود...بخوام بدیاشو بگم از خوبیاش بیشتر میشه...ا

ادامه مطلب  

بیستُ نُهُمی_29  

درخواست حذف این مطلب
جیغ میزنم:به من دست نزن...اُمید به من دست نزن او عصبآنی تر از من است.. بآز هم اشتبآه !!! اسم هآرآ.. سیلی محکمی میزند.. "اگر میزنی آرآم تر بزن..آرآمتر.. او دیگر کنآرم نیست" چرآ نیستی؟ چرآ یقه اش رآ نمیگیری؟ چرآ نمیگویی حق ندآری به زنم چپ نگآه کنی؟ بیا تآ جرات نکند..کجآیی؟ زیر بغلم رآ میگیرد و گوشه ای مینشآند مرا.. اسن مرد رو به رویم زآنو زده است.. سآمآن_تورو خدآ تمومش کن..چیکآر کردی بآ خودت؟دستت چرآ خون میآد دیوآنه؟ها؟ دیوآنه...دیوآنه...دیوآنه ام.. هنوز مثل

ادامه مطلب  

مرا با تو رازی در میان است...  

درخواست حذف این مطلب
_بسم رب الحسین_ حسن مطلع: ”تغسیلی در برکه‌ی نگاهت و !!! ی گرم در محراب دوست داشتن فریضه‌ی من نیست؛ غریضه‌ی من است...“ هرچه می‌آیم اینجا از فکرهایم بنویسم و‌ موضوعی پیش بکشم و ‌بحثی کنم هیچ ‌دستم را نمیگیرد...آن بسم رب الحسین که مینویسم انگار آبستن ِ درد و دل میشوم ... این روزها خوشوقت ترم به درد و دل !!! ...انگار کلماتی که جز به درد و دل از دهانم برون آیند تماما حرامند...از زمانهای پرهیاهویم گذشته_زمان اثبات خودم به دیگران..._کلمه‌ای برای گفتار و ن

ادامه مطلب  

برای شادی روح مادر این دوست بزرگوار صلوات  

درخواست حذف این مطلب
  دلم لالایهایت را می خواهد دلم شوق نوازش هایت را می خواهد بیا و با طنین صدایت آرامم کن بیا که دلم یک بغل آغوش تو را می خواهد تو ای جان من، نرو، گر می روی آهسته رو تو ای قبر کن ، نکن   چاه را بهر مادر نکن بهر جا که دل پر کشد ، در دلی جان مادر می رود از دست من زین بعد چون من، عالم هم  در پی ات سوز  وجودم به جرعه ات مبتلاست تو دوایی تو دوایی مادرم بمان که از شب چشمت خواب تر شوم ز مست ناز نگاهت !!!  تر شوم بمان که در نفست خواب و خواب تر شوم که در دفتر شعر تو

ادامه مطلب  

ویژه 28 صفر  

درخواست حذف این مطلب
حساب می کنم،امشب بزرگی کرمت رادر عرصه های خیالم مساحت حرمت رابه اذن حضرت باران،به اذن مادراتاننشسته ام که بگویم میان روضه غمت رابگو چگونه گذشتی غریب شهر مدینهز کوچه ای که ش !!! تند غرور محترمت رازمینه های قیام حسین صلح شما بودبنازم ای گل زهرا قیامت علمت راخدا کند که نبیند عقیله خواهرت آقابساط اشک حسین و آه دم به دمت رااگر چه بی حرمی در نگاه مردم دنیاحساب کرده خیالم مساحت حرمت را  شاعرش را نمیشناسم. از سراپای مدینه گِل غم میریزد اشک از دیده ی

ادامه مطلب  

غم حسین  

درخواست حذف این مطلب
دلم جرعه ای نه خیلی بیش از اینها سادگی میطلبید و هنوز هم سادگی می خواهددددددد اما نگذاشتند.... دلم می خواست پشتی داشتم درخانه ام مثل قدیم ها... باآن فنجان های کمرباریک قدیمی.... دلم خیلی چیزها نمیخاست ولی نشد که بشود.... دلم غم میخواهد خداکند بگذارند غمت را ب دوش کشید خداکند غم تو را لااقل ننگ ندانند... کاش نزدیکان بفهمند که بعضی ها کت وشلوار  !!! یدن را سعادت نمی دانند... و حتی گل زدن به ماشین عروس و بدانند لباس پیغمبر را تن زدن ننگ نیست!!!! ننگ پاتختی گ

ادامه مطلب  

ساقیِ من ، با بوسه ای درمان میکنی حالِ دلم را...؟  

درخواست حذف این مطلب
ببین عزیزمنه !!! استنه باران میباردنه آسمان ابری ستنه هوا خیلی دلبری می کندنه هیچ چیز دیگرشلوغ ترین ساعتِ روز استو مردم....!مردم را بیخیالهمچنان در پی لقمه ای نان و بوقلمونبه روز مرگی گرفتارند!البته که من هم دچارِ روزمرگی ام جانم.کمی فرق دارد اما...بگویم برایت؟!نگو نمیخندی که میخندی...من در شلوغ ترین ساعتِ روزبه راننده تا !!! ی گفتمدربست منزلِ امنِ آغوش یار...!از شال فروشدرخواستِ قرمز شالی مملو از عطر شیرین گیسویت را داشتم!کتاب های شعر آن مردِ عین

ادامه مطلب  

یک شعر و یک ترانه  

درخواست حذف این مطلب
گریه ی پشت شیشه ها نبودت همیشه ها دست نذاری روی دلم توی دلم آتیشه ها بردی همه نشونه ها تا هیچ !!! ی نتونه ها دوباره پیدات می کنم اینو یادت بمونه ها بمونه ها بمونه ها خیلی دلم تنگ شده ها خیلی دلم گرفته ها همش به خواب من میای خیلی دلم تنگ شده ها روی شیشه ی پنجره مون اسم تو رو ها می کنم تو نیستی و من دارم تماشا می کنم با همه ی دنیا این روزا دارم و بد تا می کنم خواب میبنم تو اومدی پنجره رو وا می کنم از دور تماشات می کنم خیلی دلم تنگ شده ها خیلی دلم گرفته ه

ادامه مطلب  

زهرِ دلتنگی....  

درخواست حذف این مطلب
به نام خدا.... سلام.... خدایا من با تو عهد !!! ..... توکل !!! ..... میدونم خیر برام میخوای.... چند روزه که تمومش !!! ..... چند روزه که سخت شدم .... خواستم با سخت بودنم بهت بگم من به تو توکل !!! ..... تسلیم خواسته تو شدم..... گفتم هرچی بگی من راضیم.... ولی امشب دیگه این عقده دلتنگی ترکید..... امشب نشد سخت بمونم.... امشب ش !!! تم.....با .... خدایا درد داره......دلتنگی خیلی درد داره.... دلم برای صداش خیلی تنگ شده.... برای خوندنش.... برای حرف زدنش.... برای خندیدنش.... برای لحن شوخش.... بدای لحن ج !!!

ادامه مطلب  

چتر  

درخواست حذف این مطلب
چتر آبی گل گلی نازنینم. اولین چیزی که برای سفرم کنار گذاشتم اونه و فکرم فقط سمت روزای نمناکی بود که قراره برم قدم بزنم و از بابت راه رفتن زیر بارون تو جایی که دوست دارم حس خوشی دوید زیر پوستم و لیخند زدم. صدیق پرسید نبستی !!! تو؟ چیا برداشتی؟ گفتم فقط چتر... فقط چترمو گذاشتم جلوی دستم و همش فکر میکنم چی شد که بالا !!! ه یه رنگ مورد علاقه پیدا !!! ؟ انقد سریع اتفاق افتاده که هنوزم نمیدونم واقعیه یا نه. قبلا یعنی همین چند لحظه قبل حتی همه رنگها رو دوست د

ادامه مطلب  

نیایش .....قدرانه ..  

درخواست حذف این مطلب
خدایا شنیدستم من که عاشقان را مینوازی.......زان میان من دور  نیستم..... امشب میخواهم از تو ای خدا که بر صحرای وجودم بباری....ببار..انقدر ببار تا .پایم در گل فرو شود...چونان که در عشق فرو شده است....ای نازنین خدای من....تو بنواز مرا....من دست و پا خطا را ....تو عاشقترینی...تو پاک کننده ی همه ی اندوه ها هستی.....مرا پاک کن از اندوه....و ...بیماری.   مرا پاک کن.... گاهی نسبت به خود نیز دلسنگ میشوم....مرا گرم ....کن....نرم  کن... تا با خود مهربان  باشم. ...ای مهرورز و مهربان...مرا

ادامه مطلب  

// دلم تنگ است و ... //  

درخواست حذف این مطلب
قاسم دلم تنگ شده برات دلم یذرست انگار نه انگار که دیروز باهم بودیم دلم میخواد نازت کنم بوست کنم دلم تنگته تب و لرز کردی عشق من دلم داره از جاش درمیاد چرا مواظب خودت نبودی قاسم ؟ تو یه تار از موهات کم شه مهدیه دق میکنه.. چرا مریض شدی قاسم؟ میدونی تمروز چننندبار گریه !!! ؟

ادامه مطلب  

اشعار رحلت (شهادت) !!! اعظم(ص)  

درخواست حذف این مطلب
اشعار رحلت حضرت رسول(ص) - مسعود اصلانی   داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم    یا ایّها الرّسول بدون دعای تو از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم   یا اینکه گوشه چشم اباالفضل تو نبود ما از تبار حضرت سلمان نمی شدیم   بی حب خاندان تو در خانه ی کرم جایی نداشتیم و مهمان نمی شدیم   ما امت توأیم و علی هم کنار توست   آیینه ات نبود نمایان نمی شدیم   ما پای غربت نوه هایت نشسته ایم ور نه شبیه نم نم باران نمی شدیم   هم ناله های امشب مولای

ادامه مطلب